X
تبلیغات
دعای فرج نماز
تاريخ : شنبه 20 آذر1389 | 11:34 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد



تاريخ : دوشنبه 15 آذر1389 | 14:25 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

لیوان آب

صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!:

گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد 0

 

j6999_2.jpg

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



تاريخ : چهارشنبه 14 مهر1389 | 13:11 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 



تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1392 | 15:1 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد
سوره  بقره آيه 43

وَأَقِيمُواْ الصَّلَو ةَ وَءَاتُواْ الزَّكَو ةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّ كِعِينَ‏

و نماز را بپادارید و زكات را بپردازید و همراه با ركوع كنندگان، ركوع نمایید.

پیام ها :

1- بعد از دعوت به ایمان، دعوت به عمل صالح است. «آمنوا... اقیموا»
2- نماز و زكات، در آئین یهود نیز بوده است. «اقیموا الصلوة و اتوا الزكوة»
3- رابطه با خدا، از طریق نماز و كمك به خلق خدا، از طریق زكات و همراهى با دیگران، یك مثلّث مقدّس است. «اقیموا، اتوا، اركعوا»
4- اصل فرمان نماز، با جماعت است. اساس دین بر حضور در اجتماع و دورى از انزوا و گوشه‏نشینى است. «واركعوا مع الراكعین»

منبع : موسسه درس هایی از قرآن



تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1392 | 14:59 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد
سوره بقره آيه 3

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّارَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ‏

(متّقین) كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم، انفاق مى‏كنند.


نکته ها :

قرآن، هستى را به دو بخش تقسیم مى‏كند: عالم غیب(115) و عالم شهود. متّقین به كلّ هستى ایمان دارند، ولى دیگران تنها آنچه را قبول مى‏كنند كه برایشان محسوس باشد. حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببینند و چون نمى‏بینند، به او ایمان نمى‏آورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لن نؤمن لك حتّى نَرى اللّه جهرة»(116) ما هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنیم.
این افراد درباره‏ى قیامت نیز مى‏گویند: «ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا الاّ الدّهر»(117) جز این دنیا كه ما در آن زندگى مى‏كنیم، جهان دیگرى نیست، مى‏میریم و زنده مى‏شویم و این روزگار است كه ما را از بین مى‏برد.
چنین افرادى هنوز از مدار حیوانات نگذشته‏اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مى‏دانند و مى‏خواهند همه چیز را از طریق حواسّ درك كنند.
متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است. در درونِ ایمان، عشق، علاقه، تعظیم، تقدیس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، این مسائل نیست.


115) غیب به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدى علیه السلام اطلاق شده است.
116) بقره، 55.

117) جاثیه، 24.


پیام ها :

1- ایمان، از عمل جدا نیست. در كنار ایمان به غیب، وظایف و تكالیف عملى مؤمن بازگو شده است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون»
 2- اساسى‏ترین اصل در جهان‏بینى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نیست. «یؤمنون بالغیب»
 3- پس از اصل ایمان، اقامه‏ى نماز و انفاق از مهم‏ترین اعمال است. «یؤمنون... یقیمون... ینفقون» (در جامعه‏ى الهى كه حركت وسیر الى اللّه دارد، اضطراب‏ها و ناهنجارى‏هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقویت و درمان مى‏یابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى‏هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‏گردد.)
 4- برگزارى نماز، باید مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «یقیمون الصّلاة» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)
 5 - در انفاق نیز باید میانه‏رو باشیم.(118) «ممّا رزقناهم»
 6- از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و...) به دیگران انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم ینفقون»(119) امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: از آنچه به آنان تعلیم داده‏ایم در جامعه نشر مى‏دهند.(120)
 7- انفاق باید از مال حلال باشد، چون خداوند رزق(121) هر كس را از حلال مقدّر مى‏كند. «رزقناهم»
 8 - اگر باور كنیم آنچه داریم از خداست، با انفاق كردن مغرور نمى‏شویم.  بهتر مى‏توانیم قسمتى از آن را انفاق كنیم. «ممّا رزقناهم»


118) ممّا»، (مِن ما) است و یكى از معانى «مِن» بعض است. یعنى بعضى از آنچه روزى كرده‏ایم - نه همه را - انفاق مى‏كنند.
119) در اینگونه موارد كلمه «ما» به معناى هر چیز است.
120) بحار، ج 2، ص 17.
121) رزق»، به نعمت دائمى كه براى ادامه‏ى حیات طبق احتیاج داده مى‏شود، اطلاق مى‏گردد و قید تداوم و به اندازه‏ى احتیاج، آن را از مفاهیمِ احسان، اعطاء، نصیب، اِنعام و حظّ، جدا مى‏كند. التحقیق فى كلمات‏القرآن، ج‏4، ص 114.




تاريخ : جمعه 18 اسفند1391 | 17:11 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

       



تاريخ : یکشنبه 22 بهمن1391 | 14:40 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 

 دقت کردید خیلی وقت ها وقتی نماز می خوانیم  می‌گوییم  نمازم را خواندم راحت شدم . ولی پیغمبر ما  ، کسی که باید الگوی ماباشد ، هر گاه بر ایشان فشار و سختی ای وارد می شد ، خطاب به نماز می فرمودند : راحتم کن ! پیغمبر با نماز راحت می‌شود ، ما از نماز راحت می شویم . وقتی بر ایشان فشار می‌آمد ، می‌گفت بلال اذان بگو تا بلکه مرا جای دیگر ببری ،  تا وقتی گفتی الله اکبر، او بزرگ است ، بزرگتر از همه غصه‌ها و دنیا و پول‌ها و پست‌ها و مقام‌ها و نوشتنی‌ها و گفتنی‌ها و فکر کردنی‌ها ، من آرام گیرم . 

پیغمبر به قدری می‌ایستاد نماز می‌خواند که پاهایش ورم کرده بود ، آیه نازل شد ، یک سوره داریم به نام سوره طه ، " طه " یعنی پیغمبر ، " مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى " [2]  ما قرآن را نفرستادیم که تو اینطور عبادت کنی ، کمتر عبادت کن یک خورده به خودت استراحت بده . دو تا سوره در قرآن است ، یکی  " یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ "[3] ، یکی سوره " یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ " [4] معنایش هم تقریبا یکی است ، " یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ " ،" یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ " بلند شو به عبادت بپرداز ، تو چون رهبر هستی باید سحرها بیدار باشی . وقتی خدا یک نعمتی مثل کوثر به پیغمبر می‌دهد ، می‌گوید من به تو کوثر دادم ، چون به تو کوثر دادم " فَصَلِّ " شکر این کوثر این است که نماز بخوانی ، یعنی نماز بهترین تشکر از خداست . وقتی می‌خواهد معراج برود ، از توی خانه معراج نمی ‌رود می‌آید در مسجد ، از مسجد ،خانه ای که محل نماز است معراج می‌رود .

آخرین كلام امام صادق(ع) :

آخرین كلام امیرالمؤمنین وقتی ضربت خورد ، فرمود : " فزت و رب الكعبه " به خدای كعبه رستگار شدم .  حتی آخرین کلام همه ی پیغمبران  ما هم در مورد نماز بوده ، در حدیث داریم که پیامبر (ص)  فرمودند : اگر کسی نماز را سبک بشمارد ، از ما نیست . آخرین كلام امام جعفر صادق (ع) چه بود ، فرمود : فامیل‌ها را سریع دعوت كنید هركس هست بگویید بیاید . همه جمع شدند ، چشمشان را باز كرد ، فرمود : اگر كسی نماز را سبك شمارد ، ما او را شفاعت نمی‌كنیم .

" لَا یَنَالُ" یعنی نایل نمی‌شود ، نمی‌رسد ، " شَفَاعَتَنَا"  شفاعت ما نمی‌رسد ، " مَنِ اسْتَخَفَّ " كسی كه خفیف كند ، " مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ " [5] اصولاً  "اسْتَخَفَّ " یعنی خفیف، خفیف یعنی سبك می‌شمارد . هیچ چیز را نباید سبك شمرد .  



تاريخ : یکشنبه 15 بهمن1391 | 22:42 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امكانات و توان انسان محدود است و با مشكلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی كرد. آنان كه مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فكر می‏كنند، ولی آنان كه الهی فكر می‏كنند پیوسته با پشتوانه‏های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند. از این دست پشتوانه‏ها، نماز است. نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»1

نماز

«وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2؛ از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و كنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این كار جز برای خاشعان سنگین است.» بر این اساس است كه در روایات فراوانی آمده است كه وقتی پیامبر اکرم یا امام علی(علیهماالسلام) با مشكلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند.(3) امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مستند این كار همین آیه شریفه است.(4)

از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود: چه مانعی دارد وقتی كه با غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید؛ وضو گرفته به مسجد بروید، دو ركعت نماز بخوانید و در نماز دعا كنید، زیرا خداوند دستور داده: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ .»(5)

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

«مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ 6؛ كسانی كه غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنكبوت‏اند كه خانه‏ای برای خود انتخاب كرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است؛ اگر می‏دانستند!»

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یك از این خانه‏ها به سستی خانه عنكبوت نیست. اصولاً خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ كند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنكبوت كه از تعدادی تارهای بسیار نازك ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری. اینها همه از یك سو .

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است كه در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏كند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را در هم می‏ریزد. اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏كند. كمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد. معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشكلی را حل می‏كند و نه در روز بیچارگی پناهگاه كسی هستند.»7

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!

 

پی‌نوشت‌ها:

1- رعد (13)، آیه28.

2- بقره(2)، آیه45

3- مجمع البیان، ج1 ـ 2، ص217.

4- فروع كافی، ج3، ص480.

5- تفسیر مجمع البیان، ج1 ـ 2، ص217.

6- عنكبوت(29)، آیه 41.

7- تفسیر نمونه، ج16، ص277 و 288.

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



تاريخ : سه شنبه 10 بهمن1391 | 13:29 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 



تاريخ : پنجشنبه 10 آذر1390 | 17:12 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

        

نماز اول وقت

شهید سرتیپ محمد جعفر نصر اصفهانی فرماندهی گردان 799 تکاور را به عهده داشت و من هم معاون او بودم.

سال 1377 در منطقه ی «باغ طالبان» در غرب کشور محافظت از جاده های نفت به عهده گردان ما بود. شهید نصر به عنوان فرمانده گردان از من خواست تا از پایگاه ها بازدید کنیم. هنگام مراجعت به قرارگاه ناگهان به ساعت نگاه کرد و به راننده گفت: نگه دار. گفتم: چی شده؟ گفت: وقت نماز است.

نماز

در وسط بیابان گرم، با همدیگر شروع به اقامه نماز کردیم و پس از اندکی دوباره به راه افتادیم. شهید نصر در هر شرایط، نماز خود را اول وقت اقامه می کرد. وی همیشه نیم ساعت به اذان مانده، سجاده اش را پهن می کرد و نیم ساعت پس از اقامه نماز هم به تعقیبات نماز می پرداخت.

این شهید چندین مرتبه در جنگ مجروح شده بود، اما من که همکار و هم سنگر او بودم، از این موضوع اطلاع نداشتم و بعد از شهادتش به این موضوع پی بردم. (سروان علی شریف نیا)

تنبیه پس از نماز

با شیهد علی اکبر هاشمی از مرداد ماه 1345 در دانشکده افسری آشنا شدم. از همان روزهای اول آشنایی او را فردی مؤمن و نماز خوان دیدم ، حتی در سخت ترین روزهای خدمت دانشجویی که بسیار طاقت فرسا بود، هر گز نمازش را ترک نمی کرد.

روزی در حال نماز خواندن بود که در همان هنگام سر گروهبان دانشجویی گروهان – که از دانشجویان سال سوم دانشکده بود_ فرمان داد که دانشجویان در منطقه ی تجمع گروهان به خط شوند.هاشمی با خونسردی و با آرامش خاصی بدون اعتنا به دستور سرگروهبان، نماز می خواند. اما به علت تأخیر ورود به محل تجمع گروهان به عنوان بی توجهی به دستور مقام ارشدتر به مدت نیم ساعت تنبیه(به اصطلاح مانور) شد. این مانورها از قبیل سینه خیز روی زمین و ....، هر چند که برای مقاومت جسمانی دانشجویان مفید بود، اما گاهی تبدیل به تنبیه هایی می شد که دیگر جنبه فواید آن مورد نظر نبود.

تنبیه هاشمی در آن روز از جمله اذیت هایی بود که بیشتر جنبه ی انتقام شخصی داشت. با این وجود پس از تنبیه، هاشمی را با چهره ی متبسم دیدم، او از چنان ایمانی بهره مند بود که این گونه آزار و تنبیهات را به خاطر نماز تحمل می کرد و ارزش آن نماز را بیشتر از نماز در شرایط عادی می دانست.

صحبت ها و تذاکرات دوستانه ی او با همدوره ای ها جنبه اعتقادی و مذهبی داشت و همیشه دیگران را به فرایض و اقامه نماز اول وقت توصیه می کرد. او ضمن آنکه از دانشجویان فعال و با انضباط بود، به شرکت در مجالس و محافل مذهبی نیز رغبت فراوانی داشت. شهید هاشمی همواره از نظم و انضباط دانشکده ی افسری علی رغم سختی هایی که می کشید، به نیکی یاد می کرد.(سرتیپ 2 عباسعلی حاج سلطانی)

تنبیه هاشمی در آن روز از جمله اذیت هایی بود که بیشتر جنبه ی انتقام شخصی داشت. با این وجود پس از تنبیه، هاشمی را با چهره ی متبسم دیدم، او از چنان ایمانی بهره مند بود که این گونه آزار و تنبیهات را به خاطر نماز تحمل می کرد و ارزش آن نماز را بیشتر از نماز در شرایط عادی می دانست

زمرمه های شبانه

سرگرد اسماعیل لشکری :

هنگامی که در سال 1362 به لشکر 88 زاهدان منتقل شدم. در میان کارکنانی که دارای حسن شهرت بودند و از آنها به نیکی نام برده می شد، بیش از همه نام یعقوب احمد بیگی به میان می آمد. بدین سان قبل از آنکه وی را از نزدیک ببینم ، با نام و خصوصیات او آشنا شدم.

تواضع، رفتار برادرانه با کارکنان، مشورت و استفاده از نظریات همکاران، مهربانی و خوش خلقی با سربازان ، قاطعیت در دستورات و اجرای وظایف ، استقبال از خطرها و سختی ها در عملیات ها و اجرای وظایف و داوطلب شدن برای شرکت در مأموریت های رزمی از جمله خصوصیات بارز شهید احمد بیگی بود. با این اوصاف ، بدیهی بود که وی در میان همه ی کارکنان دارای محبوبیت و علاقه ی فراوانی باشد.

لشکر 88 مدتی در مناطق عملیاتی حضور نداشت. به علت حساسیت منطقه ی سیستان و بلوچستان و کنترل مرزهای شرقی کشور، وجود این لشکر در آن نواحی ضرورت بیشتری داشت. با این وجود در لشکر، گروهی رزمی؛ موسوم به سلمان تشکیل شده بود که همواره مأموریت های رزمی را در مناطق عملیاتی انجام می داد. فرمانده ی این گروه رزمی، سرگرد یعقوب احمد بیگی بود، یکی از عللی که کارکنان برای حضور در این گروه رزمی علاقه ی فراوانی نشان می دادند، وجود فرمانده ای محبوب، عادل و شجاع بود، مسئولیت بعدی شهید احمد بیگی در لشکر 88، معاونت تیپ عملیاتی بود. وی در این مسئولیت نیز تلاش فراوانی از خود نشان می داد و همه روزه طبق برنامه ای که خود تنظیم کرده بود، در خط مقدم جبهه حضور می یافت و از یکان ها بازدید می کرد.

شهید احمد بیگی علاوه بر دقت در مسائل نظامی و تاکنیکی نسبت به انجام فرایض دینی و شرکت در مجالس مختلف مذهبی علاقه ی فراوانی داشت.

شهید احمد بیگی به نماز شب نیز پای بند بود. فرمانده ی تیپ سرهنگ صدری ، می گفت:

وی بعد از نیمه شب برای این که مزاحمتی ایجاد نکند، قرائت قرآن و نماز شب را آهسته به جای می آورد و اعمال نوافل و حرکات خود را به آرامی انجام می داد، بارها هنگامی که من قبل از اذان صبح بیدار می شدم، شاهد زمزمه ها، خواندن نماز و یا قرائت قرآن شهید احمد بیگی بودم.



تاريخ : پنجشنبه 3 آذر1390 | 13:22 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد



تاريخ : پنجشنبه 3 آذر1390 | 13:8 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد
 
 
نماز و عبادات و پرستش ذات باریتعالی از دیدگاه امام خمینی (ره)، دقیقا در راستای تحقق آرمان های بزرگ و تاریخی انسان های شیفته عدل و عدالت، جلوه می نماید.

IRNON.com

بررسی تکوین مناسبات عینی ارتقاء سطح کمی و کیفی جوامع مختلف، در طول زمان، گویای این واقعیت ملموس و آشکار می باشد که روند بهبود کلی این جوامع، به صورتی ویژه متأثر از فرآیند تحقق عملکردها و اهدافی است که در بدو امر ریشه در اعمال فطرتی و ذاتی و سرشتی انسان ها بوده، سپس این اقدامات و افعال، به طور مستمر و متوالی، به موازات پیشرفت های همه جانبه، ادامه داشته تا اینکه سرانجام در یک برآیند همه جانبه به سعادت بشر در هر دو جهان منتهی خواهد گردید و نماز و عبادات مرتبط با آن، در بطن و عمق این اقدامات همچون نگینی منور انوار سهیلی خود را بیش از پیش در این کهکشان سراسر از درخشندگی معرفت و علم و ادب و اخلاق، تابیدن آغاز نموده و جهان را نورانی خواهد ساخت.

 

در حقیقت بهترین راه و روشی که (معنویت واقعی) را در کرانه های وسیع جهان توسعه داده و زندگی و زیستن را به صراحت و صداقت تفسیر می نماید و همچون یک منشور خدایی، تا ابد الدهر چراغی فرا راه رهجویان نور و اندیشه خواهد بود (نماز) و (نیایش) و معیارهای عقیدتی متصل به تلألو درخشان آزموده های سلسله مرتبط با عصمت و طهارت و نبوت و ولایت می باشد.

در این میان امام خمینی (ره) به عنوان پرچمدار بزرگ انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، به نوعی ویژه تمام عمر پربرکت خویش را یکسره در راه حق و حقیقت و طهارت و نماز و عبادت در طبق اخلاص قرار داده به طوری که اعمال و رفتار و سلوک وی، سرمشق تمامی افرادی خواهد بود که یگانگی پروردگار را (عملا) و (اثباتا) با اطاعت از فرامین آن دادار بی همتا، از دل و جان همواره پذیرفته و اعمال نموده اند.

نماز و عبادات و پرستش ذات باریتعالی از دیدگاه امام خمینی (ره)، دقیقا در راستای تحقق آرمان های بزرگ و تاریخی انسان های شیفته عدل و عدالت، جلوه می نماید.

 

عناوین زیر را در ادامه مطلب بخوانید :

۱٫ اهمیت نماز و نیایش از دیدگاه امام خمینی (ره)
۲٫ افزایش خودباوری فکری و فرهنگی و روحی در جامعه به واسطه گسترش فرهنگ نماز

۳٫ نماز عنصر بیدارسازی و آگاهی بخشی در تمامی ادوار

۴٫ نماز و تزریق روح بندگی پروردگار

۵٫ نماز مرز میان اسلام و کیفر

۶٫ توجه دقیق به نماز، عامل عمده گسترش و فرهنگ نماز و نیایش

 و ...



تاريخ : سه شنبه 1 آذر1390 | 19:28 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

امام خمینی

 از قول فرزند امام نقل شده است:
«روز اوّلی که شاه رفت، ما در نوفل لوشا تو بودیم. نزدیک به سیصد الی چهارصد خبرنگار اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند. تمام دوربین‏ها کار می کرد. قرار بود هر چند نفر خبرنگار یک سوال بکنند. دو سه سوال از امام شد که صدای اذان ظهر شنیده شد. بلافاصله امام محل را ترک کردند و فرمودند: وقت فضیلت نماز ظهر می‏گذرد. تمام حاضرین از اینکه امام صحنه را ترک کردند، متعجّب شدند. کسی از امام خواهش کرد چند دقیقه‏ای صبر کنید تا حدّاقل چهار پنج سوال دیگر بشود. امام با عصبانیّت فرمودند: به هیچ وجه نمی‏شود. و رفتند.»



تاريخ : شنبه 21 آبان1390 | 19:5 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

  عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

بَينَ العَبدِ وَ بَينَ الكُفرِ تَركُ الصَّلوة

تفاوت ميان بنده ي خدا و كفر ورزيدن ،خواندن و يا نخواندن نماز است.

لَيسَ مِنّي مَنِ استَخَفَّ بِا لصَّلوة

كسي كه نمازش سبك بشمارد از امّت من بشمار نمي آيد.

اَلصََّّلاةُ تُسوِّدُ وَجهَ الشَّيطانِ

نماز ، روي شيطان را سياه مي كند.

الصَّلاةُ مِفتاحُ كُلِّ خيرٍ

نماز،كليد همه ي خوبي هاست.

اَلجُلوسُ في المَسجِدِ لاِنتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةُ

نشستن در مسجد به انتظار نماز،عبادت است.

اِنَّ الصّلاةَ قُربانُ المُؤمِنِ

نماز،باعث تقرب و نزديكي مؤمن به خداوند است. 



تاريخ : جمعه 20 آبان1390 | 18:50 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

قرآن:
«نماز را براى ياد من، بپا دار.»


1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله :
نماز واجب شده است ... براى بر پا داشتن ياد خدا.

2 ـ امام علىّ عليه السّلام :
خداوند ايمان را جهت پاك كردن از شرك، و نماز را براى دورى از كبر واجب كرد.

3 ـ هشام بن الحكم: از امام صادق پرسيدم: با اينكه نماز مردم را از كار و زندگى باز مى دارد و تن هايشان را خسته مى كند، چرا واجب شده است؟ امام فرمود: در آن، علتهايى نهفته است. اگر مردم بدون هيچ آگاهى و يادآورى از پيامبر اكرم رها شوند و تنها به همان رسالت نخستين و حضور قرآن در ميان آنان بسنده شود، مانند امتهاى پيشين مى گردند كه به دين گرويدند و كتابهايى هم نوشتند و مردم را به دين خود فراخواندند و حتى براى آن جنگيدند، امّا با رفتنشان، دينشان هم رفت و اثرى از آنان باقى نماند. حال آنكه خداوند تبارك و تعالى خواست كه مردم حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله را از ياد نبرند. از اين رو نماز را بر آنان واجب كرد تا او را هر روز، پنج بار ياد كنند و نام [ مباركش ] را بر زبان آورند و به نماز و ياد خدا فرمان داده شدند، تا غافل نگردند و او را فراموش نكنند مبادا يادش از خاطرها برود .

4 ـ امام رضا عليه السّلام :
حكمت نماز ، اقرار به ربوبيت خداوند جلّ جلاله و شريك نگرفتن براى اوست. ايستادن در پيشگاه جبروت الهى ، با خوارى و بيچارگى، افتادگى و اعتراف و درخواست بخشش گناهان گذشته است. صورت نهادن بر خاك در هر روز براى بزرگداشت خداوند جلّ جلاله است، تا به ياد او ـ نه فراموشكار و گردنكش كه ـ فروتن و خوار و خواهان و مشتاق فزونى دين و دنياى خود باشد. افزون بر اين ها، نماز، ذكر خداوند جلّ جلاله و دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالك و مدبّر و آفريدگارش را از ياد نبرد و گرنه سركشى و طغيان مى كند و اين در ياد كردن پروردگار جلّ جلاله و ايستادن در پيشگاهش نهفته است، كه او را از سرپيچى نهى مى كند و از انواع فساد باز مى دارد.

5 ـ در تبيين حكمت نماز ـ : اطاعتى است كه [ خدا ] آنان را بدان امر كرده و آيينى است كه بر آن وادارشان ساخته است . در نماز بزرگداشت و گراميداشت خداوند و فروتنى بنده هنگام سجده است و اقرار به اينكه بالاتر از او ، پروردگارى است كه به عبادتش مى پردازد و برايش سجده مى كند.

قرآن:
«نماز بر مؤمنان نوشته و واجب شده است.»

1 ـ امام باقر عليه السّلام :
واژه «موقوتاً» در آيه إنّ الصلاة كانت على المؤمنين كتاباً موقوتاً به معنى «موجوباً» است. يعنى نماز بر مؤمنان نوشته و واجب شده است.[1]

2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
به كسى كه از واجبات الهى پرسيده بود، فرمود: خداوند، بر تو هفده ركعت [ نماز در هر شبانه روز واجب كرده است.

3 ـ بر من و امّتم ، پنج نماز نازل شده كه بر امتهاى پيشين نشده و بر امتى پس از من واجب نمى شود، زيرا پيامبرى پس از من نمى آيد.

4 ـ زراره: نمازهاى واجب را از امام باقر عليه السّلام پرسيدم. امام فرمود: پنج نماز در شبانه روز.

5 ـ امام باقر عليه السّلام :
خداوند [ اصل ] نماز را واجب كرد و پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله آن را بر ده گونه نهاد: نماز حاضر و مسافر، نماز خوف كه خود سه گونه است، نماز خورشيد و ماه گرفتگى، نماز دو عيد [ فطر و قربان ] نماز باران و نماز بر مرده .

6 ـ امام صادق عليه السّلام
به كسى كه واجبات خداوند بر بندگان را پرسيده بود، فرمود: شهادت بر يگانگى خداوند و پيامبرى حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله و برپاداشتن نمازهاى پنجگانه.

فايده:
نويسنده مجموعه فقهى بزرگ جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام مى گويد: نمازهاى هر شبانه روز پنج عدد است ... و هيچ اختلافى در وجوب آن ها در شبانه روز نيست، بلكه آن از ضروريات دين است و نيازمند استدلال به قرآن و اجماع مسلمانان و سنّت متواتر پيامبر و امامان رهيافته (صلوات الله عليهم) نيست.

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 



تاريخ : شنبه 7 آبان1390 | 14:4 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

سال پنجم هجری قمری: آغاز غزوه ذات الرّقاع

به پیامبر اكرم(ص) خبر داده شد كه جنگجویان دو تیره "بنی محارب" و "بنی ثعلبه" از قبیله غطفان در سرزمین نجد (از بخش های مركزی جزیرة العرب) با گردآوری نیرو و تهیه ی تجهیزات و امكانات لازم، آماده ی یورش به سوی مدینه ی منوره و جنگ با مسلمانان شده اند.

سپاه اسلام

پیامبر(ص) برای دفع تهاجم دشمن و غافل گیر كردن آنان، در دهم محرم سال پنجم قمری (چهل و هفتمین ماه هجرت) در رأس چهارصد( به روایتی هفتصد و یا هشتصد) تن از سربازان اسلام، از مدینه بیرون رفت و عازم منطقه نجد گردید.

اما همین كه به این منطقه وارد شد، دشمنان به هراس افتاده و به كوه ها و بلندی های اطراف پراكنده گردیدند. ولیكن از دور مراقب مسلمانان بوده تا آنان را در فرصتی مناسب، در كمین خویش گرفتار سازند. پیامبر(ص) كه از قصد آنان آگاه بود، جانب احتیاط را مراعات می كرد و بدین جهت برای نخستین بار، آن حضرت و مسلمانان همراه وی، نمازشان را به صورت "نماز خوف" به جا آوردند.1

سپاه اسلام، پس از چند روز رزمایش نظامی و به دست آوردن مقداری غنایم جنگی، بدون روبه رو شدن با جنگجویان دشمن، به سوی مدینه برگشت. امّا در بین راه، كه در درّه ای گسترده توقف كرده و شب را در آن جا به استراحت پرداختند، مورد هجوم یكی از نیروهای دشمن واقع شدند. وی كه سپاه اسلام را تعقیب می كرد، از تاریكی شب استفاده كرد و به سوی نگهبانان اسلام، تیرهای چندی رها كرد و یكی از آن ها به نام "عبّاد بن بشر" نگهبان عبادت پیشه اسلام مورد اصابت قرار داد و او را از پای درآورد.2


 1- نماز خوف، نماز ویژه مسلمانان در حال نبرد با دشمنان است، كه به جهت در امان ماندن از هجوم دشمن، به صورت كوتاه خوانده می شود.

 2- المغازی (واقدی)، ج1، ص 395؛ تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 423؛ فروغ ابدیت (جعفر سبحانی)، ج2، ص 104



تاريخ : جمعه 6 آبان1390 | 13:16 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



تاريخ : چهارشنبه 20 مهر1390 | 18:53 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

 

1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز، نور است.

2 ـ نماز، نور مؤمن است، نماز نورى از خداوند است.

3 ـ نماز انسان، نورى در دل اوست. پس هر كس مى خواهد، دلش را نورانى كند.

4 ـ نماز، دليل روشن و آشكارى است.

5 ـ نماز پشت سر نماز بدون كار بيهوده در ميانشان، در علّيين نوشته شود.

6 ـ آگاه باشيد كه نماز، خوراك مهمانى خداوند در زمين است كه براى شايستگان رحمتش در هر روز پنج مرتبه، آماده و گوارايش مى سازد.

7 ـ هر چيز را زينتى است و زينت اسلام، نمازهاى پنجگانه است و هر چيز پايه اى دارد و پايه مؤمن، نماز است و براى هر چيز، چراغى است و چراغ دل مؤمن ، نمازهاى پنجگانه است.

8 ـ خداوند جلّ جلاله چيزى برتر از توحيد و نماز را واجب نمى كند و اگر چيزى برتر بود، آن را بر فرشتگانش واجب مى كرد كه برخى در ركوع و برخى ديگر در سجودند.

9 ـ نماز، از دستورات دين و در آن، خشنودى پروردگار جلّ جلاله نهفته و راه روشن پيامبران است.

10 ـ دينى كه ركوع و سجود در آن نباشد، هيچ خيرى ندارد.

11 ـ خداوند متعال فرموده است: نماز را بين خود و بنده ام دو نيمه كرده ام و آنچه بخواهد به او مى دهم.
پس هنگامى كه بنده مى گويد: الحمد لله ربّ العالمين خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستود. و هنگامى كه گفت: الرحمن الرحيم خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستايش كرد و هنگامى كه گفت: مالك يوم الدين مى گويد: بنده ام مرا بزرگ داشت (يك بار فرمود: بنده ام [ امرش را ] به من واگذارد) و هنگامى كه گفت: ايّاك نعبد و ايّاك نستعين مى گويد: اين ميان من و بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى دهم. پس هنگامى كه گفت: اهدنا الصراط المستقيم مى گويد: اين براى بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى هم[1].

فائده:
صاحب كتاب بزرگ جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام پس از نقل روايتهايى در فضيلت نماز مى گويد: اين فضيلت، اختصاص به نمازهاى پنجگانه واجب ندارد، گرچه برخى خبرها مخصوص به آن هاست. بلكه گفته مى شود منظور هر روايتى كه واژه صلاة دارد آن ها هستند؛ چون معروف و رايج بوده و جز آن ها نماز ديگرى را از بنده نمى خواهند؛ امّا دقّت در آنچه از پيشوايان رسيده كه برخى صراحت هم دارند حكم مى كند در اين فضيلت، ميان واجب و مستحب فرقى نگذاريم و هر دو را بهترين كار بدانيم .



تاريخ : جمعه 15 مهر1390 | 20:14 | نويسنده : فاطمه رحيمي مفرد

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مُهرش عبور كرد.

مرد نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.

مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو كه عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟

 

نماز

نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجهه‌ی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه‌ است اما دغدغه‌ای آزار دهنده که تا پایان وقت با آنهاست و در آن لحظات پایانی که آن را به جا می‌آورند گویا که بار بزرگی را از دوش برداشته‌اند.

گروه دیگری نیز به نماز عادت کرده‌اند و چندان ارتباطی با آن نداشته و هیچ دغدغه‌ای برایشان ندارد و از سر عادت دیر یا زود آن را به جا می‌آورند.

اما در این میان هستند افرادی که نماز جور دیگری برایشان دغدغه است. این افراد توانسته‌اند ارتباطی با آن برقرار کنند و دغدغه آنها این است که آن را به نحو صحیحی به جای آورند.

 

اما چگونه نماز برای انسان شیرین می‌شود؟

نماز عبادتی که در ابتدای راه، نیاز به تمرین دارد تا عادت شده و مشقت آن هموار شود. از این روست که آموزه‌های تربیتی دین، گویای این است که کودکان از هفت سالگی به نماز فرا خوانده شوند تا کم کم با آن خو بگیرند. اما قدم بعد، ستیز با عادت شدن آن است. و تمام مشکل اینجاست که یا نماز برای افراد عادت نمی شود و یا تبدیل به عادت می‌گردد.

عادت نکردن افراد به نماز در ابتدای سنین تکلیف موجب کسالت و مشقت برای آنان در سنین بالاتر شده و باقی ماندن در عادت موجب عدم ارتباط با آن می‌گردد. اما نمازی که "قربانُ کلِ تقی" است و "معراج مومن" است، فراتر از تکرار واژه‌ها و انجام منظم حرکات است.

از قدیم انسانها دنبال جادو، ذکر، ختم، رمز و کیمیا بوده‌اند تا یکباره ترقی کنند. امروز هم کم نیستند افرادی که ذکر می‌دهند و آدمهایی که دنبال آن هستند و خود شما نیز قطعا نمونه‌های دینی آن را تجربه کرده‌اید. حتی منابع اسلامی نیز پر است از این دست ختوم و اذکار. اما کم‌اند افرادی که با این روشها گره‌ای گشوده باشند حتی با شیوه‌های دینی. اما چرا؟

علت عدم تأثیر عمده این موارد، عدم ارتباط با معناست. چرا که الفاظ منشاء اثر نیستند و آنچه سیراب می‌کند خود آب است نه اسم آن. گذشته از اینکه بسیاری از موارد غیر دینی آن شیوه‌ها، تهی از معنا هستند.

نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرموده‌ی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینی‌ترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است.

وقتی  مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

اما تنها راه عادت کردن به نماز و عادی نشدن نماز؛ تنها و تنها با توجه به آن و گذشتن از ظاهر آن و رسیدن به معنا و ارتباط با روح آن است که در تعابیر دیگر به این توجه حضور قلب نیز گفته می‌شود.

برای دست یابی به حضور قلب باید به نماز اهمیت داد. از وقت نماز گرفته تا مقدمات و اعمال و اذکار آن. بنابر این بهتر است نمازگزار موارد زیر را مراعات کند:

1- اهتمام به نماز اول وقت داشته و سعی کند دغدغه‌‌اش این باشد که تا اذان گفته شد هر جا که هست در پی خواندن نمازش رود.

2- قبل از نماز حتما اذان و اقامه را بگوید و خود را برای نماز مهیا کرده و ذهنش را از امور روزمره و مشغله‌های زندگی خالی کند.

3- قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که می‌خواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را می‌بیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است.

4- حتما معنای اذکار نماز و آیاتی که در آن تلاوت می‌کند را بداند و توجه داشته باشد که دارد با خدای خود صحبت می‌کند.

5- بعد از نماز حتما چند دقیقه‌ای بنشیند و ارتباط خود را ادامه دهد و در آن بیندیشد.

 

پایان کلام خود را به ماجرایی از حضرت جانان، امیر مومنان، علی علیه السلام می‌آرایم و امید دارم که در همین اولین نمازی که پیش روی ماست به معنایی که ایشان فرمودند دقت کنیم.

نماز

جابر بن عبدالله انصارى تعریف می‌کند که روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است،

حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟

مرد گفت: مگر نماز معنای غیر عبادت دارد؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.

مرد مشتاق شد و گفت: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.

دومین تكبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.

سومین تكبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.

چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌كند.

ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:

معناى ركوع آن است كه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، می‌گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‌اى.

و همین كه دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمى‌گردانى؛

و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او علیهم صلوات الله است.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.1

 

به نظر شما آیا اگر کسی در حرکات و سکنات نماز به این معانی توجه داشته و بداند که خم راست شدنش به چه معناست، و به آنچه می‌گوید و می‌خواند توجه داشته و خداوند تبارک را مخاطب خویش بداند، دیگر حواسش پرت می‌شود؟



  • پي ان يو
  • پارک ايران